شعبان مبارک...

خیابانها را آذین میبندیم...
کوچهها را آب و جارو میکنیم...
جامهی نو، تَن میکنیم و...
نرگسها را زیر پایتان میاندازیم!
در روز آمدنت...
خدا هم لبخند میزند!
آن روز، روز مباداست!
اللهم عجل ولیک الفرج

خیابانها را آذین میبندیم...
کوچهها را آب و جارو میکنیم...
جامهی نو، تَن میکنیم و...
نرگسها را زیر پایتان میاندازیم!
در روز آمدنت...
خدا هم لبخند میزند!
آن روز، روز مباداست!
اللهم عجل ولیک الفرج
غریزه فزون طلبی و زیاده خواهی در نهاد بشر در زمینه ی مختلف قابل بررسی است. یکی از این موارد احتکار است. بدون شک احتکار، عملی مذموم و ناپسند است که در صورت عدم برخورد قانونی با آن بنیاد جامعه را سست می نماید. در جامعه امروز پدیده احتکار یکی از مصادیق بارز تجاوز به حقوق اجتماعی است و عواقب زیانباری به همراه دارد. حاکم اسلامی باید با وضع قوانین و با تمسک به فقه اسلامی در برابر محتکر وارد عمل شود و روابط بین مالکیت خصوصی افراد و بازار مصرف را تنظیم نماید تا عامه مردم خصوصا فقرا و نیازمندان اسیر گرانفروشی برخی زیاده خواهان نگردند. این مقاله به بررسی احتکار بعنوان عامل موثر در بهم زدن تعادل اقتصادی جامعه می پردازد.

در اسلام برای اینکه این تمایل نابجا- ستایش بدون عمل- کور شود، از هرگونه تملق و چاپلوسی منع شده است. از این رو، ستایش و ستودن کسی که در انجام دادن وظایف شرعی یا اجتماعی، سهل انگار است، چاپلوسی و تملق نام دارد. این کار، نوعی آفت زبانی است و نکوهیده بودن آن در سخنان هدایت گر رهبران معصوم اسلام(ع) آشکارا بیان شده است؛ چرا که تملق گویی و چاپلوسی، ستایش شوندگان دروغین را فخرفروشی و خودبین بار می آورد و برای ستمگران و خیانتکاران نیز، نوعی تأیید و تشویق عملی به شمار می آید. گروهی از افراد، از چاپلوسی دیگران، مغرور می شوند و خود نیز به باوری بی اساس از خویش می رسند. اینان در وظایف و مسئولیت های خود، سستی و خیانت روا نمی دارند و درعین حال؛ خود را وظیفه شناس، امانت دار و فداکار در راه مردم می پندارند و از آنان انتظار تایید و سپاسگزاری دارند.
محبوب من!
هر شب این موقع
از خودم میپرسم...
اسم شما
روی زبان من چه میکند؟!
دم به دم...
اسم شما روی لبهایم میچرخد
و باز...
باز آواز شما را میخوانم!
هر شب...
هر شب دهانم بوی اسم
شما را میدهد!
یاد شما در سینهی من چکار میکند؟!
...
السلام علیک یا اباعبدالله
نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گمم
هم خود را و هم تو را آزار میدهم
هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی
و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی
آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “پوچ”
خدایا هیچ وقت رهـــایم نکن . . .
پیامبر اکرم(ص): «سه چیز است که اگر امّت من منافع و ثواب آنرا میدانستند، براى دست یافتن به آن، به سوى هم تیر اندازى میکردند [کنایه از اینکه با هم نزاع میکردند]: اذان گفتن، زود رفتن به نماز جمعه، و قرار گرفتن در صف اول نماز جماعت
احسان و نیکوکاری، مصادیق فراوانی دارد، به عنوان نمونه: ایمان به خدا، ایمان به پیامبر صلوات الله علیه و آله، قرآن کریم و معاد، تقوا و تحمل سختی ها و مشکلات، عفو و گذشت، محبت و دوستی اهل بیت علیهم السلام، خیرخواهی و اصلاح، اجتناب از فساد، فحشا و گناهان کبیره، استغفار در سحرگاهان، پرداخت زکات، پرداخت کالا و هدیه مناسب برای زن مطلقه، انفاق و بخشش در راه خدا، تأمین نیازمندان و محرومان، رفتار شایسته با پدر و مادر و... از مصادیق احسان و نیکوکاری است که در قرآن کریم به آن اشاره شده است.
حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمودند:
آن گاه که در روز قیامت برانگیخته شوم،دستم را بلند میکنم گناهکاران امّت پدرم را شفاعت خواهم کرد
امام صادق(ع) فرمود: اصلاح رابطه میان خویشاوندانی که قطع رحم کرده اند و آشتی دادن دوستانی که از هم درو شده اند، صدقه ای است که خدا آن را دوست دارد.
امام صادق علیه السلام: نارضایتی پدر و مادر ، کم توانی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می کشاند.
اگر انسان احساس سیری و بی نیازی کند ظغیان گر می شود و پرخوری آثاری مانند ظغیان گری را به همراه دارد و پرخوری و شکم پرستی از حالات زشت انسان است که حالت بدی را روی روح می گذارد و پیامبر(ص)در رابطه با شهوت شکم می فرماید بدترین ظرفی که بنی آدم پر کرده است، شکم است.

كسى كه از سوى خدا ثروتى به دست آورد، باید
بستگان خویش را به وسیله آن دستگیرى كند.
[توبه از گناهان واجب است و هر مسلمان باید بی درنگ از گناه خود پشیمان شده، توبه کند و اگر موفق به توبه نشود و از دنیا برود، در صحنه قیامت با گناهان بسیار خود رو به رو خواهد شد و هیچ گریزگاهی نخواهد داشت.
انسانی که غیبت می کند، مرتکب گناهی بزرگ شده و بر او واجب است که بلافاصله توبه کند.
بهترین انسانه ازمنظر دین واخلاق باایمانترین انسانها هستند که باصبر درزندگی ودل نبستن به هرچیزی که آن راازخدا دورمیکند به قرب الهی نائل میشودوهرچه فاصله ازخدا بیشترباشد وایمانی برای اوباقی نمانده باشد وغیرخدا رابرخدا ترجیح دهدجزء بدترین انسانها قرار میگیرد
اگر قرار بود که صرف مطالعه و بدون عمل، کسی
به درجهای برسد، هر کسی که چندتا کتاب میخواند، مؤمن و عارف میشد؛ در حالی که بسیاری از آنان که کتاب میخواندند و
حتی کتب الهی را میخواندند، به خاطر عمل نکردن به آن، به درجهای از سقوط رسیدند که خداوند متعال، خالق و ربشان فرمود: « كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا»، یعنی: مانند الاغهایی که بارشان به جای علوفه، کتاب است.
اگر تو خود را نشکنی کسی نمی تواند تو را شکست بدهد.
اگر تو خود را نابینا نکنی کسی نمی تواند تو را کور کند.
اگر تو خود را فانی و نابود نسازی هیچ عاملی قدرت نابود ساختن تو را ندارد.
(ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، محمدتقی جعفری، ج 3، ص 195، دفتر نشر فرهنگ، چاپ اول، 1358)