درس عاشورا...
اِنَّ لِقتل الحُسَینِ (علیه السلام)
حرارةً فِی قُلوبِ المُؤمِنین
لَن تُبرَدُ اَبَداً ...
اینجا تنها جایی است،
که "تَر و خشک"
با هم نمیسوزند!
هر که چشمهایش تَر است،
بیشتر از عشقى كه خاموش نمیشود دارد.
اِنَّ لِقتل الحُسَینِ (علیه السلام)
حرارةً فِی قُلوبِ المُؤمِنین
لَن تُبرَدُ اَبَداً ...
اینجا تنها جایی است،
که "تَر و خشک"
با هم نمیسوزند!
هر که چشمهایش تَر است،
بیشتر از عشقى كه خاموش نمیشود دارد.

بعد از عاشورا...
وظیفهی زنان کاروان
سختتر شده بود!
آرام کردن کودکان...
رسیدگی به بیماران و مداوای زخمها...
پرستاری از امام سجاد(علیهالسلام)...
مقاومت در برابر دشمن...
آنها، باید هرطور که بود...
فراموش میکردند چشمهایشان
از حملهی دشمن به فرزندان و...
برادرانشان چه دیده!
سختیها...
همیشه ظرفیت قلبها را
مشخص میکنند؛
اینکه چقدر صبورند و چقدر مقاوم!
بعد از عاشورا...
انگار خدا میخواست...
با زینب...
با رباب...
و با امالبنین(سلاماللهعلیهماجمعین)
نشان بدهد
قلب پُر مِهر یک زن...
در سختیها...
چقدر توان دارد!
...
صلی الله علیک یازینب الکبری
دلدار ما با هفتاد و دو قربانی
به مصاف عشق میرود
میرود تا رسم دلدادگی بیاموزد
میرود سر میدهد، که بفهمیم معنای سربلندی را
دست میدهد، که تا عالم باقیست، دست خلایق را بگیرد
غریب میشود که غریب نمانیم
میرود تا راه و رسم قربانی شدن را به ابراهیم و هزاران
نسل بعد او نشان دهد.
#ماندگار همچو حسین

















كامل الزيارات - ابن قولويه قمي ص٧٨٥


وقتي مـيـخـواهي از خودتـــــ بـگـويي ...
سـرت را بـالـا بگيـري و بگـويـيـــــ ....
امـيـري حسيـــــ?ـــن و نـعـم الـامـيـر

?
من خـورده ام زمـيـن کــ ه زمـــين خـورده اتــــ شـوم
نــوکــــ?ـــر بـدون اذن شـمـــا پــا نـمي شــود
??
دود ايـن شـهـر مـرا از نـفـس انـداخـتـــ ه اسـتـــ
بــ ه هـواي حـرم کـربــــ?ــــ و بـلـــا محـتـاجــمـــ
بهتر از بهشت نسیـه است!

عباس(ع)دست شست از دنیای بدون حسیـن(ع)در فراتـ
امـروز پـاره هـای تنش را از خـاک طلائیـه وشلمچـه وفکـه و... بیـرون کشیدنـد...
خوشحـال اسـت
دیـواری که زیـر میـخ بیـرق عَـزایـت
تنـــش زخمے شُـد..

ز همه دستــــ کشیده ام که تـــو باشی همه ام...
با تو بودن اربابـــــ ،ز همه دستــــ کشیدن دارد...

دینداری یعنی خانم محترم
لازم نیست از مغازه دار دو سطر تشکر کنی، یک تشکر و خداحافظی کوتاه کافیه...
✅دینداری یعنی آقـا!
مشتری شما با شما محرم نیست که بهش رنگ لباس پیشنهاد میدی و میگی این رنگ بهت میاد!
✅دینداری یعنی خانـم!
لازم نیست با فروشنده نیم ساعت چونه بزنی، یا اگه جنس گرونه .. شروع کنی به نالیدن از گرونی !
نه خدا راضی هست که شما به خاطر ارزونتر خریدن با مرد نامحرم چونه بزنی که گاهی به شوخی کردن هم می کشه! نه همسرت راضی هست با این کار تخفیف بگیری ...
✅دینداری یعنی آقـای فروشنـده !
شما هم جنس رو به هر قیمتی میخوای بدی ... زود قیمت نهایی رو بگو و منتظر نباش بهت التماس کنن و قربون صدقه ت برن.
✅دینداری یعنی خانـم!
کسی که شما باید همه طنازی هات رو براش نگه داری، شوهرته ... حواست باشه.
✅دینداری یعنی آقـای فروشنـده !
تو مغازه ت که هستی، حواست پیش زن و بچه ی خودت باشه.
✅خانمها ... آقایون ... آرامش خونوده هاتون در گرو رفتارهای شماست ...
شوخی و بگو و بخند با نامحرم روی روح شما اثر می گذاره و این اثر به خونه هاتون منتقل میشه، در رفتارتون با همسرتون نمود پیدا می کنه و باعث سرد شدن محیط خونه تون میشه.
دنبال آرامشی هستم که روحم را تسکین دهد که دنیایم را آرام کند اما نمی یابمش....
به دنبال آرامشم و در موسیقی و رمان و تلگرام و و و خیلی چیز های دیگر به راحتی میابمش خیلی راحت تر از آن
که فکرشرا بکنم غافل از این که همه شان کاذبند چرا ؟
چون آرامشم ساعتیست و بعد از ساعتی دود میشود و جایش را به اوهامه مخرب مغزم میدهد.
اما نمیدانم چرا ما انسانها هیچ وقت راه حل درست را جایگزین غلط ها نمیکنیم آن قدر به دور خودمان میچرخیم
تا در نهایت در اوج فرسودگیمان آن راه حل درست را میابیم.
چرا دنبال منبع آرامش نمیرویم؟ چرا خودمان را گول میزنیم ؟در صورتی که منبع آرامشمان نزدیک تر از رگ گردن
به ماست که هیچوقت تنهایمان نمیگذارد و میگوید من هستم دردت را به من بسپار...
ارزان ترین و بهترین راهش را برای رسیدنت به اوج نشانمان داده است تا شاید به طرفش برویم البته گاهی هم
به اکراه و گاهی نیز به اجبار به طرفش میرویم که همام اکراه و اجبار هم آرامش را تقدیممان میکند.
بهتر نیست جای سه الی چهار ساعت استفاده از گوشی و.... حداکـثر نیم ساعت را به نمازمان بدهیم اصلا
این نیم ساعت قابل قیاس با ساعت های تهی عمر روزانه مان هست؟؟؟؟؟؟

از بس که زلف دلبر من سخت در هم است
من در فضای روضه ی تو پاک می شوم....حسین
زیرا که نام تو شرف اشک آدم است
بازم بوی محرم آقامون داره میاد.....
بوی اسفند های هیئت.....
صدای زیارت عاشورا....
بازم باید باهم دم بگیریم ای اهل حرم میر و علمدار نیامد...
بازم نوی روضه و گریه...
حسین جان......قربون علی اصغرت بشم
اما تو محرم هرجا روضه شنیدی،گریه کردی،واسه لب تشنه و سر بریده ی حسین،واسه دستای قلم شده ی عباس،واسه تن قطعه قطعه ی علی اکبر،واسه رقیه ی سه ساله
یادت نره فقط بگو امان از دل زینب
باریدن ِ یک قطره اشک برایـَم کآفیســــت !!
تا دل دل بزنــَم ,,, تا ذوق ِ بچــگآنــہ اَم رآ به رُخ ِ در و دیوار بکشـــم
تا دلم را حوآلــہ ے صحن و سَرایَتــــ کنم
تا داد بزنــَم هـمـــ ه بدانند
کــہ آقایـَم تویــے !!
« یا علــے بن موســے الرضــآ ❤ علیــہ السلام »
سلام
احوال شما 
سوال اینه که :
آیا امام حسین علیه السلام میتونند جواب خواسته های ما رو بدن ؟
اصلا صدای ما رو می شنون ؟
آخه توی قرآن آیه 22سوره فاطر نوشته :
... وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ
...و تو نمی توانی سخن خود را به گوش آنان که در گور خفته اند برسانی
جواب : چطور نمی شه صدای خودمون رو به گوش مردگان برسونیم ؟
رفتم تفسیر نمونه ج 18 ص 233 و 234 رو دیدم و نوشتم .
این جور نوشته بود : بعد از جنگ بدر بود که پیامبر
دستور دادند جسد کشته شدگان کافر رو توی چاه بریزن ،
بعد خوشون رفتن كنار چاه اونها رو صدا زدند و فرمودند :
آیا شما !! آنچه را که خدا و رسولش وعده داده بود به حق یافتید ؟
من که آنچه را خداوند به من وعده داده بود به حق یافتم .
و اینکه اگر خدا بخواد می شه مردگان صدای زنده ها را بشنوند .
ممکنه یکی بگه :
بابا ! اینا خاک شدن رفته . دیگه فایده نداره باهاشون بحرفیم .
جوابش رو بذار از قرآن بگم .
توی قرآن خدا در سوره صافات آیه ۷9 گفته :
سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ
ترجمه اش رو دیگه همه بلدیم . فارسیه انگار
می خوام بگم بیشتر از خدا که نمی فهمیم .
من یه سوال از شما دارم :
مگه نوح نمرده بود ؟
پس چرا خود خدا به حضرت نوح سلام داد؟
دانی چرا مولای عطشان شب عاشورا را مهلت گرفت؟
جواب میدهد:
به خاطر بعضی از ظاهرا اصحاب.که می خواهند راه کج کنند
می گوید این درست اما اهل دلی گفت:
شب عاشورا را مولایمان مهلت گرفت به خاطر حر.او چند ساعتی فرصت می خواست تا بالهای پروازش تکمیل شوند و آمادگی حر شدنش اتمام.
مولای عطشان یک شب زودتر به وصال می رسید برایش لذت بخش تر بود، اما یک روز دیگر صبر کرد که حتی یک نفر را از سپاه شام برهاند.
