تنها هم دردی کافی نیست..

منتظر                                     

در زمان قحطی یک نفر هشت تا نان تازه گرفته بود در کوچه می رفت که دید یک نفر نشسته گریه می کند. گفت: آقا چرا گریه می کنی؟ گفت: از ضعف و گرسنگی نفس های آخرم است. دارم می میرم. اشک می ریزم بلکه کسی به من رحم کند یک لقمه نان بدهد نمیرم. این هم فوری بغلش نشست و شروع کرد به گریه کردن، آدم گرسنه گفت: آقا شما که نان دارید شما چرا گریه می کنید؟ گفت: من هم به خاطر بی چارگی و درد تو دارم گریه می کنم. آدم گرسنه گفت: خوب یک ذره از این نان ها بده من هم بخورم تا نمیرم. گفت: هر چه قدر گریه بخواهی می کنم اما از نان خبری نیست. آدم این طوری زیاد داریم. آدم هایی که آه و ناله و گریه می کنند اما کار خیری نمی کنند. پیرمردی گلایه می کرد می گفت هشت تا اولاد دارم پیر شدم یکی از آن ها نمی آید کمکی به من بکند. نان بگیرد بیاورد. من پیرمرد باید بروم در صف بایستم. دبه آب شیرین بگیرم بیاورم. رحم بکنیم، رحم کردن به یک حیوان اثر دارد چه برسد به رحم کردن به یک انسان یا پدر و مادر، مومن، همسر، اولاد که رحم کردن به این ها دیگر غوغا می کند.

نگه داشتن غضب...

منتظر

خشم یک بیماری نیست بلکه احساس و هیجان عادی انسانهاست مانن

د غم و شادی ، اضطراب

، ترس و لذت . هر انسانی در واکنش به بعضی شرایط دچار عصابنیت و خشم می شود

به همین دلیل مهم است که این احساس را بشناسید و بصورت سالمی با آن برخورد کنید چرا؟

چون تحقیق و پزوهش های مختلف نشان داده اند افرادی که زیاد عصبانی می شوند و

راههای سالمی را برای تخلیه یا بیان احساس خود ندارند بیشتر از دیگران بیمار شده و

ممکن است حتی از این بیماریها فوت کنند . نه تنها خشم و عصبانیت بر سلامت جسمی

انسانها اثر می گذارد بلکه بر ارتیاطهای اجتماعی نیز بسیار تاثیر گذار است.

خشم یک احساس و هیجان عادی انسانهاست ، همه انسانها عصبانی می شوند

ولی هیچ کس حق ندارد که با دیگران با پرخاش و تندی برخورد کند ، بلکه راههای سالم و

مختلفی برای برخورد سالم با خشم وجود دارد.

داستان

روزى حضرت على (ع ) از درب دكان قصابى مى گذشت .

قصاب به آن حضرت عرض كرد:


يا اميرالمؤ منين !


گوشتهاى بسيار خوبى آورده ام . اگر ميخواهيد ببريد.

فرمود: الان پول ندارم كه بخرم .

عرض كرد من صبر مى كنم پولش را بعدا بدهيد.

فرمود: من به شكم خود مى گويم كه صبر كند اگر نمى توانستم به شكم خود بگويم،

 از تو مى خواستم كه صبر كنى، ولى حالا كه ميتوانم به شكم خود مى گويم كه صبر كند.


آرى ، خاصيت نفس اماره اين است كه اگر تو او را وادار و مطيع خود نكنى او

تو را مشغول و مطيع خود خواهد ساخت .


ولى على (ع ) كه در ميدان جنگ مغلوب عمرو بن عبدودها و مرحب ها نمى شود،

به طريق اولى و صد چندان بيشتر هرگز بر خود نمى پسندد كه مغلوب يك ميل و

هواى نفس گردد

منبع : گفتارهاى معنوى ، ص 262



نتیجه تصویری برای داستان اموزنده

سوره هل أتی

شان نزول سوره هل أتی

 آیت الله مجتهدی تهرانی(ره):

يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا ﴿۷﴾

[همان بندگانى كه] به نذر خود وفا میکردند و از روزى كه گزند آن

فراگيرنده است مى‏ ترسيدند (۷) ←سوره انسان(دهر)

 اهل بیت علیهم السلام به نذر خود وفا کردند

 حسنین علیهم السلام مریض بودند. اهل بیت نذر کردند که وقتی اینها خوب شدند

سه روز روزه بگیرند و روزه گرفتند.

 شب اول موقع افطار سائلی در زد و گفت: من مسکین هستم .

شب دوم موقع افطار اسیری در زد و گفت: من اسیر هستم.

شب سوم هم یتیمی در زد و گفت: من یتیم هستم.

 اهل بیت هم هر سه شب افطارشان را به آنها دادند و خودشان با آب افطار کردند و

این آیه در شأن آنها نازل شد که:

وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا ﴿۸﴾

و به [پاس] دوستى [خدا] بينوا و يتيم و اسير را خوراك مى‏ دادند (۸) ←سوره انسان

حبِّهِ ← ضمیرش یا به طعام بر مےگردد یا بهـ خدا. یعنی با اینکه بہ طعام محبت داشتند

، موقع افطار گرسنه بودند، مع ذلک با اینکه اشتهاء داشتند، گرسنه شان بود و

به این نان میل داشتند، اما به فقیر دادند.

 بعضی هم به خدا برگرداندند. چون که خدا رو دوست دارند و خدا از کار این ها

خوشش می آید، اینها از روی محبت به خدا نان شان را به مسکین او حتی با اسیر دادند

تا آن ها سیر شوند و خودشان با آب افطار کردند.

نتیجه تصویری برای سوره هل أتی

 

سلام اکسیژن روزگار

هر جا که زندگی کنیم و هر لهجه و گویشی داشته باشیم یکی از بزرگترین دردسر هایمان

آلودگی هواست...


هوا که آلوده باشد هزار مرض و درد لاعلاج با خودش می آورد...


هر جا که زندگی کنیم و هر لهجه و گویشی داشته باشیم یکی از بزرگترین

دردهایمان نبودن توست...


اصلا اصلی ترین درد ما همین است....


ما با یاد تو زنده ایم....میدانیم که هستی...مثل خورشید پشت ابر


سلام اکسیژن روزگار

امام جعفرصادق (علیه‌السلام)

هر کس از شما که در حال انتظار ظهور حضرت مهدی(علیه‌السلام)

از دنیا برود همچون کسی است که در خیمه و

معیت آن حضرت در حال جهاد به سر می‌برد.

 (بحار، ج ٥٢، ص ١٢٦)

نتیجه تصویری برای سلام مهدی

(دیدی بالاخره به دلـــــت نشستم!)

شهید محمدحسین محمدخانی 

شهید مدافع حرم

 خندید و گفت:


(دیدی بالاخره به دلـــــت نشستم!)


زبانم بند آمده بود، من که همیشه حاضر جواب بودم و پنج تا روی حرفش میگذاشتم و

تحویلش میدادم لال شده بودم.

خودش جواب خودش را داد:


(رفتم مشهد یه دهه متوسل شدم حالا که بله نمی گی امام رضا از توی دلم بیرونت کنه

، پاکِ پاک که دیگه به یادت نیوفتم.

 نشسته بودم گوشه رواق که سخنران گفت: اینجا جاییه که میتونن چیزی رو که خیر نیست،

خیر کنن و بهتون بدن نظرم عوض شد دو دهه دیگه دخیل بستم که برام خیـر بشی!)

 حالا فهمیدم الکی نبود که یه دفعه نظرم عوض شد انگار دست

امام علیه السلام بود و دل من

گزیده ای از کتاب قصه دلبری زندگی نامه شهید محمدحسین محمدخانی به روایت همسر


نتیجه تصویری برای به دل نشستن امام رضا

 

معرفی گناه..

 

مکالمه جالب شخص غیبت کننده با اهل بیت (ع):

جدیداً فلانی رو در حال یه گناهی دیدم، داشتم شاخ درمی‌آوردم! 

منفورترينِ مخلوقات نزد خدا، غیبت کننده است. ۱ (امام علی ع)

قصد غیبت ندارم. فقط کارش خیلی زشت بود! 

غیبت آن است كه از برادرت چيزى بگويى، كه خوش ندارد. ۲ (پیامبر خدا ص)

خب راست بوده، جلوی خودشم میگم! مگه دروغ گفتم؟! 

اگر آنچه در او هست بگويى، غيبتش كرده اى و اگر آنچه در او نيست بگويى،

به او  تهمت زده اى. ۳ (پیامبر اکرم ص).

مطمئنم که در او هست! خودم چند وقته روش زوم کردم، متوجه کاراش شدم!

لغزشهاى مسلمانان را جستجو نکنید كه هر كس لغزشهاى برادرش را جستجو کند،

خداوند لغزشهاى او را پيگيرى مى كند و هر كه را كه خداوند عیبجویی كند،

رسوايش مى سازد هر چند در اندرون خانه خود باشد! ۴ (پیامبر خدا ص)

باشه، من دیگه حرفی ازش نمیزنم، فقط خواستم درد دل کرده باشم.

آدم گاهی میترکه سکوت کنه!  ولی اگه خودتون کارشو می دیدین حالتون از

شخصیت پلیدش بد میشد! 

پبهترين چيزى را كه دوست داريد به شما گفته شود، به مردم بگوييد؛

زيرا خداوند از شخص لعنتگر دشنام ده بدگوى مؤمنان و ناسزاگوى بد دهن و گداى

سمج نفرت دارد.  (امام باقر ع)

۱= غرر الحكم : 3128
۲= كنز العمّال : 8024
۳= بحار الأنوار 
۴= الكافي 
۵= بحار الأنوار 
تصویر مرتبط

میخواهید که از گناه بدتان آید؟

میخواهید که از گناه بدتان آید؟

تا می توانید یاد امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف باشید

آرام آرام از گناه بدتان می آید و حالتان عوض می شود...


معلوم است انسان از چیزی که بدش می آید، اصلا سمتش نمی رود

.
شب ها وقت خواب، با آقا صحبت کنید. بعد از هر نماز یک فاتحه برای مادر

امام زمان (عج) بخوانید.

نمازباید قبول شود و تا امضای آقا امام زمان عجّل الله تعالی فرجه نباشد، قبول نمی شود.

درهرعملمان باید امضای آقا باشد

 

بعضی ها میگن باشه از فردا توبه میکنم

این زبان دل خیلی‌ از جوونهاست که میخوان یه روزی خوب بشن ولی مدام

امروز و فردا می‌کنن. این رو در اصطلاح دین بهش میگن: تسویف


(یعنی امروز و فردا کردن)

حال ببینیم عاقبت این افراد چی میشه:
در روایت آمده:

إنَّ أکْثَرَ صِیاحِ أهْلِ النّارِ مِنَ التَّسْوِیفِ.

بیشترین فریاد جهنّمیان از به تأخیر انداختن توبه است.

المحجّة البیضاء: ج۷ ص۲۲
 جامع السعادات، ج 3، ص 46

در واقع این افراد از ابتدا آدم‌های بدی نبودن، ولی چون برای توبه امروز و فردا کردن،

کم کم گناه در قلبشون زیاد شده، و روزی میرسه که قلبشون تیره میشه و

دیگه اصلا به طرف توبه برنمیگردن، یا کلا اعتقاداتشون رو از دست میدن.

نتیجه اینکه، اینها همون انسانهای خوبی بودن که با تأخیر انداختن توبه،

زمینه‌ سیاهی قلبشون رو خودشون فراهم کردن و عاقبت سر از جهنم درآوردن..

پس بیایم از همین امشب توبه کنیم

تصویر مرتبط

 

برای خدا...

شهید حسن باقری 

برای خدا


عملیات بیت‌المقدس تازه تمام شده بود که خبر رسید اسرائیل به جنوب لبنان حمله کرده.

از طرف سپاه چند نفر رو انتخاب کردند که برای ایجاد یک قرارگاه به لبنان اعزام شوند.

من هم یکی از انتخاب شده‌ها بودم.
وقتی برادرم حسن، فهمید آماده‌ی رفتن شدم، بهم گفت:

نکنه فکر کنی چون برای جنگ با اسرائیل انتخاب شدی، کسی هستی و مهم شدی؛

نکنه غرور بگیردت.
اینم بدون که تو با نیروهای بسیجی هیچ فرقی نداری.

اونجا هم که رفتی برای خدا کار کن و مراقب باش خودت رو گُم نکنی

کتــاب صنوبرهای سرخ، ص 109


امـام صــــادق (علـــیه السلام):

هیچ مردی نیست که تکبر بورزد یا خود را بزرگ بشمارد مگر بخاطر

ذلتی که در نفس خود می یابد.


وســـــــــائل الشـــــــــــیعه، ج15، ص 380


نتیجه تصویری برای برای خدا...

 

دو خصلت خوب....

پيامبر خدا (صلی الله علیه و اله) فرمودند

وقتى روز قيامت فرا رسد، خداوند به گروهى از امتم بال می‌دهد

تا با آنها از آرامگاهشان به سمت بهشت پرواز كنند، در آنجا خوش و مرفّه و

هر طورى كه بخواهند به سر مى‏ برند، فرشتگان به آنها می‌گويند:


آيا شما حساب را دیدید؟

جواب مى‏دهند؛ ما حسابى نديديم.

آيا در پل صراط مجازات شديد؟


جواب مى‏دهند: ما پل صراطى نديديم.

سپس مى‏گويند: آيا جهنّم را ديديد؟


مى‏ گويند: ما چيزى نديديم.

آنگاه فرشتگان مى‏گويند: شما از امّت كدام پيامبريد؟


جواب مى‏دهند: از امّت حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله).

فرشتگان مى‏ گويند شما را به خدا سوگند، بگوييد؛ كار شما در دنيا چه بود؟


مى‏گويند: ما دو خصلت داشتيم كه خداوند به خاطر آن اين مقام را

با لطف و رحمت خود مرحمت كرد.

مى‏پرسند: آن دو خصلت چه بودند؟

در خلوت از خدا شرم مى‏ كرديم مرتكب گناه شويم


ديگر آن كه هر چه خداوند روزى ما كرده بود راضى بوديم.

فرشتگان مى‏گويند، اين مقام زيبنده شماست.

مجموعه ورام، آداب و اخلاق در اسلام

نتیجه تصویری برای خصلت

 

ماشین بیت‌المال

بعضی از قوم و خویش‌هایمان که از شهرستان می‌آمدند، رسیده و

نرسیده گله می‌کردند:

آخه این درسته که علی آقا ماشین و راننده داشته باشه، اون وقت ما

از ترمینال با تاکسی بیایم؟
ما که تهران رو خوب بلد نیستیم!


اما گوشِ پدر به این حرف‌ها بدهکار نبود؛ می‌گفت:

طوری نیست؛ فوقش دلخور می‌شن. اونا که نمی‌خوان جواب بِدن،

منم که باید جواب بدم.
باید جواب بدم با ماشین بیت‌المال چیکار کردم


کتــاب یادگاران11، ص62


رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم):

از مـا نيست كسى كه امانت را كوچـك بشمـارد
و از آن مواظبت نكند
و در معرض تلف شدن قرار بدهد.


مســـتدرك ‏الوســــــــــايـل، ج 14، ص 12

تصویر مرتبط

سخنی از بزرگان...

منتظر

قرآن مجيد در سوره مباركه مدثّر مى‏فرمايد:

اين‏گونه افراد هرچه از نعمت‏هاى مادّى برخوردار شوند باز سير نشده و طمع در

اضافه شدنش دارند كه البته اين طمع باعث مى‏شود، آدمى از حدود و مرزها و

مقررات الهى تجاوز كرده و دست تعدى به حقوق حقّه مردم دراز كند!

طمع‏كار حد و مرزى براى خود نمى‏شناسد و قانونى را محترم نمى‏داند و

به هر كارى كه شهوت او اقتضا كند دست مى‏زند.

 

نحوه ی برخورد خداوند با مومنان و کافران در دنیا!

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود:

روزی دو فرشته از آسمان به زمین می آمدند که یکدیگر را ملاقات کردند.

یکی به دیگری گفت: برای چه کاری فرو می آیی؟


او پاسخ داد: خداوند، مرا م‍أمور کرده است که به دریای نیل بروم و

یک ماهی نادر را برای حاکمی ستمگر که به آن میل پیدا کرده است

بالا بیاورم، تا او در کفرش به نهایت آرزوی دنیایی برسد.

تو برای چه کاری می روی؟

فرشته دیگر پاسخ داد: من مامورم کاری شگفت انگیزتر از کار تو انجام دهم!

 به سوی بنده مؤمنی می روم که روزه دار و نمازگزار بوده و

دعا و صدایش در آسمان شناخته شده است.

 می روم تا ظرف غذایش را که برای افطار آماده کرده است، بریزم

تا به نهایت آزمون در ایمانش برسد...

بنابراین هر بلایی که برای آزمودگی مؤمن به او می رسد،

آثار پر برکت آن برایش ذخیره می شود.

خداوند میفرماید:
ای محمد!
اگر بنده ای را دوست بدارم، او را با سه چیز مواجه می سازم:
دلش را غمگین،
بدنش را بیمار
و دستش را از بهره دنیا تهی می کنم...

 و آن گاه که بر بنده ای خشم گیرم، او را با سه حالت همراه می کنم:
دلش را شاد،
بدنش را سلامت
و دستش را از بهره های دنیا پر میکنم.

کافی، ج 2، ص 255، ح16.
بحار، ج 67، ص 229، ح40.
تصویر مرتبط

ذلت دنیا

بنابراين حبّ دنيا و دلبستگي به آن موجب توليد آرزوهاي دراز مي‌شود و

آرزوهاي طولاني، موجب غفلت از مرگ و سراي آخرت مي‌گردد.

لذا امام علي(ع) در نهج البلاغه، مردم را از داشتن آرزوي دراز بر حذر مي‌كند.

منتظر

مردم هرچه میخواهند بگویند،بگویند!

در يكى از روزها، يونس بن عبدالرّحمن كه از افراد مورد اعتماد امام رضا

علیه السلام بود،نزد ايشان حضور داشت .

ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند.

امام عليه السلام ، به يونس فرمود:

داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هيچ گونه عكس العملى از خود نشان

ندهى ؛ مگر آن كه به تو اجازه داده شود.

آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر عليه يونس ،

به سخن چينى و ناسزاگوئى آغاز كردند، تا آن كه بلند شدند و

ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند.

بعد از آن ، حضرت اجازه فرمود تا يونس از اتاق بيرون آيد.

يونس با حالتى غمگين و چشمى گريان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد

و اظهار داشت :
ياابن رسول اللّه ! من فدايت گردم ، با چنين افرادى من معاشرت دارم ،

در حالى كه نمى دانستم درباره من چنين خواهند گفت ؛

و چنين نسبت هائى را به من مى دهند..

امام رضا عليه السلام با ملاطفت فرمود:

اى يونس ! غمگين مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگويند،

اين گونه مسائل و صحبت ها اهميّتى ندارد

 آن هم زمانى كه امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد.

پس هيچ جاى نگرانى و ناراحتى وجود ندارد...

اى يونس! هنگامى كه تو دُرّ گرانبهائى را در دست خويش دارى و

مردم بگويند كه سنگ يا كلوخى در دست تو است،

آیا چنين گفتارى تأثیری در اعتقادات و افكار تو خواهد داشت؟

 آيا از چنين افكار و گفتار مردم ، سود و يا زيانى بر تو وارد مى شود؟!

بنابر اين چنانچه راه صحيح را شناخته باشی و نيز امامت از تو راضى باشد،

نبايد افكار و گفتار مردم در روحيّه،اعتقادات و افكار تو كمترين

تاثيرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگويند...

کتاب رجال،مرحوم شیخ طوسی

نتیجه تصویری برای مردم هرچه میخواهند بگویند،بگویند!

فرق اخلاق و مکارم الاخلاق یعنی چی؟

فرق اخلاق و مکارم الاخلاق یعنی چی؟

حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرمود :
من آمدم که مکارم اخلاق را برای شما تمام کنم.

اخلاق رو تمام کردن:
یعنی بر مبنای عقلانیت و عدالت پیش رفتن ، یعنی اگر به تو

نیکی کرد تو هم به او نیکی کن..

اما مکارم اخلاق:
یعنی مرزهای عقل و عدل رو بشکن..خوبی نکرده تو خوبی کن

،بدی هم کرد باز تو خوبی کن..

یه پیرمرد یهودی بود که ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺑﺎﻡ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮ،

شکمبه گوسفند ﺭﻭﻱ سر پیامبر ﻣﻲ ﺭﻳﺨﺖ.

یک روز پیامبر دید این مسیر رو راحت عبور میکنه،فرمود:

چند روزی هست فلانی روی سر ما خاکستر نمیریزه. گفتند:مریض شده.
پیامبر فرمود: خب باید بریم به عیادتش..

فهمیدی چی شد، جواب بدی رو با خوبی داد.

ﺣﻘﻴﻘﺘﺎ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻭﺻﻒ ﭼﻨﻴﻦ ﺍﻧﺴﺎنی ﺑﺎﻳﺪ ﮔﻔﺖ :


ﺇِﻧَّﮏ ﻟَﻌَﻠﯽ ﺧُﻠُﻖٍ ﻋَﻈِﯿﻢ / برﺍﺳﺘﻰ ﻛﻪ ﺗﻮ دارای خلق بزرگی.‏(ﻗﻠﻢ -4)
Image result for ‫فرق اخلاق و مکارم الاخلاق یعنی چی؟‬‎

حکایت مرد گناهکاری که آمرزیده شد.

 در اطراف بصره مردی فوت کرد و چون بسیار آلوده به معصیت بود

کسی برای حمل و تشییع جنازه او حاضر نگشت.

 زنش چند نفر را به عنوان مزدور گرفت و جنازه او را تا محل نماز بردند

ولی کسی بر او نماز نخواند.
بدن او را برای دفن به خارج از شهر بردند.

 در آن نواحی زاهدی بود بسیار مشهور که همه به صدق و

صفا و پاکدلی او اعتقاد داشتند.
زاهد را دیدند که منتظر جنازه است.

 همین که بر زمین گذاشتند زاهد پیش آمد و گفت آماده نماز شوید و

خودش نماز خواند.

طولی نکشید که این خبر به شهر رسید و مردم دسته دسته

برای اطلاع از جریان و اعتقادی که به آن زاهد داشتند از جهت نیل

به ثواب می آمدند و نماز بر جنازه میخواندند و همه از این پیش آمد در

شگفت بودند.

بالاخره از زاهد پرسیدند که: چگونه شما اطلاع از آمدن این جنازه پیدا کردید؟

گفت: در خواب دیدم به من گفتند برو در فلان محل بایست جنازه ای

می آورند که فقط یک زن همراه اوست بر او نماز بخوان که آمرزیده شده.

زاهد از زن پرسید شوهر تو چه عملی میکرد که سبب آمرزش او شد؟

زن گفت: شبانه روز او به آلودگی و شرب خمر میگذشت.

پرسید آیا عمل خوبی هم داشت؟

 زن جواب داد آری سه کار خوب نیز انجام می داد:

 هر وقت شب که از مستی به خود می آمد گریه میکرد و میگفت

خدایا کدام گوشه جهنم مرا جای خواهی داد؟

صبح که میشد لباس خود را تجدید مینمود و غسل میکرد و وضو

میگرفت نماز میخواند.

 هیچگاه خانه او خالی از دو یا سه یتیم نبود آنقدر که به یتیمان مهربانی و

شفقت میکرد به اطفال خود نمیکرد.

 آری توجه به زیردستان آثار بخصوصی دارد.
یکی از آنها فریادرسی خداوند و آمرزش اوست در هنگام بیچارگی ما.

 کشکول شیخ بهائی

Image result for ‫حکایت مرد گناهکاری که آمرزیده شد.‬‎

آن که خدا را دارد چه کم دارد...

هنگامی که حضرت یوسف را در بازار مصر در معرض فروش قرار دادند

, مردی با دیدن چهره پاک و مـعـصـومـانـه آن حـضرت متاثر شدو

رو به مردمی که برای خرید و فروش برده جمع شده بودند گفت :

به این کودک غریب و بی گناه رحم کنید و با او مهربان باشید .
حـضـرت یوسف که با وجود سن کم , از ایمان و اعتماد به نفس

کاملی برخوردار بود, به آن مرد رو کرد و گفت :

آن کس که خدا را دارد,گرفتار غربت و تنهایی نمی شود

مجموعه ورام , ج 1, ص 33
Image result for ‫آن که خدا را دارد چه کم دارد...‬‎

غرب زدگی

از پیامبر گرامی (ص)نقل شده که ایشان درباره ی یکی از اوضاع بد

مردم آخر الزمان فرمودند :

 آنگاه اگر شنیدید که مردمی از شرق به سوی شما می آیند و

آنها ظاهری با مدل های جور واجور دارند که باعث جلب توجه همه می شوند و

آنها اسم و رسمی دارند و مردم از دیدن آنها ، شیفته ظاهر و مدل ها و

فرم گوناگون آنها می شوند پس آنوقت است که مردم به گمراهی
می روند 

( الملاحم و الفتن صفحه ی 28 )

نعیم یکی از راویان حدیث است و او از قول پیامبر گرامی (ص)نقل می کند که

 امت آن حضرت در آخرالزمان شیوه و روش بد و

گمراه کننده امتهای دیگر را پیش می گیرد و از آنها پیروی می کند

چون آنحضرت می فرماید :

به یقین که امت من در تمام زمینه ها

وجب به وجب از امتهای دیگر شیوه و

رفتار و کردار آنها را فرا می گیرد .

مردی پرسید : یعنی از بیگانگان و رومی ها پیروی می کنند ؟
فرمودند : بله ، آیا جز این چیز دیگری هم هست و مردم دیگری هم هستند؟

 جمله ی آخر به نظرم باید استفهام
انکاری باشد 

( الملاحم صفحه ی 77 )
Related image

محو جمال یار...

 آیا امکان دارد که تیر را از پای امیرالمومنین بیرون

کشیده باشند و ایشان متوجه نشده باشند؟

آیت الله بهجت رضوان الله علیه:

فرماندار یا شهردار کرمان در رژیم پهلوی در شب یا روز عید غدیر مجلس

جشنی بر پا نمود. در آن مجلس مردوخ از علمای اهل سنت

نیز شرکت داشت. مداح در ضمن خواندن اشعار و مدیحه سرایی درباره حضرت امیرمومنان علیه السلام به جریان بیرون آوردن تیر از پای مبارک آن حضرت

در حال نماز و عدم التفات و توجه آن بزرگوار به آن اشاره کرد.

 جناب آقای مردوخ که پای منبر نشسته بود رو کرد به آقای شهردار و

با صدای بلند فریاد زد: آقای فرماندار، آیا این‌ها افسانه نیست؟
فرماندار می‌گوید: اعتراض او در آن مجلس و در میان آن جمعیت

مثل یک کوه بر سر من فرود آمد، با خود گفتم:

شب غدیر است خوب است مستبشر و شادمان باشیم، و من پاسخ او را ندهم؛

 ولی دیدم اگر جواب ندهم شکست اسلام و مذهب است.

از سوی دیگر دیدم او عالم است و من از اهل علم نیستم،

تا جواب کافی به او بدهم و یا بحث و مجادله نمایم.

 در این لحظه گویا به من الهام شد و یک مرتبه به ذهنم خطور کرد که بگویم:

آقا شما قرآن خوانده‌اید؟ گفت: بله، گفتم: درباره این آیه چه می‌فرمایید

که خداوند متعال می‌فرماید :

چون زنان، یوسف علیه السلام را دیدند، او را بزرگ انگاشته و دست‌های خود را بریدند.

زنان مصری در مجلس زلیخا جمال مخلوقی را دیدند، این‌ها کجا و

تجلیاتی که برای حضرت امیر علیه السلام در نماز پیش آمد کجا؟!

آن‌ها با دیدن جمال یوسف علیه السلام محو دیدار جمال او شدند و بی‌اختیار دست‌های خود را بریدند، پس جا داشت حضرت امیرمومنان علیه السلام

هم در حال نماز در برابر تجلیات انوار الهی و مشاهده جلال و جمال

حضرت حق غرق شده و متوجه بیرون آمدن تیر از پای مبارکشان نگردد.

با این سخن، (گویی سنگ به دهان او انداختند)

لذا سرش را به زیر انداخت و دیگر هیچ نگفت.

 نقل می‌کنند: بیرون آوردن تیر از پای حضرت به ارشاد

(و راهنمایی) حضرت امام حسن علیه السلام بوده است.

صدای سخن عشق؛ حکمت ها و حکایت های نماز از زبان آیت الله بهجت؛ ص 71
Image result for ‫نجف‬‎

شکر خدا را که در پناه حسینم

 سید بحرالعلوم به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد. در مسیر،

شدیداً در فکر بود. شخص عربی (امام زمان) سوار بر اسب

به او رسید و پرسید: سید، درباره چه به فکر فرو رفته ای❓

سید گفت اینکه چطور میشود خدا این همه ثواب به زائرین و

گریه کنندگان سیدالشهدا میدهد؟

مثلا در هر قدمی ثواب یک حج و یک عمره و برای قطره ای اشک

، گناهان صغیره و کبیره شان آمرزیده میشود❓

 آن سوار عرب (ضمن بیان داستانی بسیار زیبا و بامفهوم) گفت

: جناب بحرالعلوم، امام حسین هرچه از مال و منال و اهل و عیال و

پسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت همه را در راه خدا داد.

پس اگر خدا به زائرین و گریه کنندگان آنحضرت این همه اجر و ثواب بدهد،

نباید تعجب کرد، چون خدا که خدایی اش را نمیتواند به سیدالشهدا بدهد،

پس هر کاری که میتواند برایش انجام میدهد. یعنی صرف نظر

از مقامات عالی خود امام حسین، به زوار و گریه کنندگان ایشان هم

درجاتی عنایت میکند و درعین حال این ها را جزای کامل برای

فداکاری ایشان نمیداند.

 وقتی شخص عرب این مطالب را گفت، از نظر سید بحرالعلوم غائب شد.

 برکات حضرت ولیعصر، ص۲۱۸

Image result for ‫شکر خدا را که در پناه حسینم‬‎

چرا عبادت خدا؟؟

چرا باید خدا را عبادت کنیم با اینکه از ما بی نیاز است؟

روزی جوانی نزد حضرت موسی علیه السلام آمد و گفت:

ای موسی خدا را از عبادت من چه سودی می رسد که چنین امر و اصرار بر عبادتش دارد؟

حضرت موسی علیه السلام فرمود:
یاد دارم در نوجوانی از گوسفندان شعیب نبی چوپانی می کردم.

روزی بز ضعیفی بالای صخره ای رفت که خطرناک بود و ممکن بود در پایین آمدن از

آن صخره اتفاقی برایش بیفتد.

با هزار مصیبت و سختی خودم را به صخره رساندم و بز را در آغوش گرفتم و

در گوشش گفتم: ای بز !
خدا داند این همه دویدن من دنبال تو وصدا کردنت برای برگشتن به سوی من،

به خاطر سکه ای نقره نیست که از فروش تو در جیب من می رود.

 می دانی موسی از سکه ای نقره که بهای نگهداری و فروش تو است، بی نیاز است.

دویدن من به دنبال تو و صدا کردنت به خاطر خطر گرگی است که تو نمی بینی و

نمی شناسی و او هر لحظه اگر دور از من باشی به دنبال شکار توست.

ای جوان بدان که خدا را هم از عبادت من و تو سود و زیانی نمی رسد،

بلکه با عبادت می خواهد از او دور نشویم تا شیطان بر ما احاطه پیدا نکند و

در دام حیله های شیطان نیفتیم...

و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او میفرستیم

پس همواره قرین اوست (زخرف 36)
Image result for ‫چرا عبادت خدا؟؟‬‎

دعوا شده بود...

دعوا شده بود، آقا امیرالمومنین(ع) رسید.

گفت: آقای قصاب ولش ڪن بزار بره.
گفت: به تو ربطی نداره.
گفت: ولش ڪن بزار بره.
به تو ربطی نداره.
دستشو برد بالا، محڪم گذاشت تو صورت علی(ع).
آقا سرشو انداخت پایین رفت.
مردم ریختن گفتن فهمیدی ڪیو زدی؟!
گفت: نه فضولی میڪرد زدمش.
گفتن: زدی تو گوش علی(ع)، خلیفه مسلمین.

ساتورو برداشت دستشو قطع ڪرد،
گفت: دستی ڪه بخوره تو صورت علی(ع) دیگه مال من نیست...

دستی ڪه بخوره تو صورت امام زمانم نباشه بهتره.....

امام_زمان(عج) فرمود: هر موقع گناه میڪنی یه سیلی تو صورت من میزنی.

بحارالانوار ج۴۱، ص ۲۰۳-۲۰۴
الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۷۵۸-۷۵۹

 

Image result for ‫هر موقع گناه میڪنی یه سیلی تو صورت من میزنی.‬‎

میخواهم مثل تو باشم..

گناهـان هفتـہ

صداے انفجار آمد و سنگرش رفټ هوا.
هرچہ صداش زدیم، جواب نداد.
سرش شده بود پر از ترڪش.
توۍ جیبش یڪ ڪاغذ بود ڪہ نوشته بود:

گناهان هفتہ:
شنبه: احساس غرور از گل زدن بہ طرف مقابل؛
یڪ‌شنبه: زود تمام ڪردن نماز شب؛
دوشنبه: فراموش ڪردن سجده‌ۍ شڪر یومیه؛
سه‌شنبه: شب بدون وضو خوابیدن؛
چهارشنبه: در جمع با صداي بلند خندیدن؛
پنج‌شنبه: سلام ڪردن فرمانده زودتر از من؛
جمعه: تمام ڪردن صلوات‌هاے مخصوص جمعه و رضايت دادن به هفتصدتا.

اسمش حسینے بود.
تازه رفته بود دبیرستان.

آخرین امتحان ص74

Related image

سخن چینی...

در زمان حضرت موسی در ميان بنی اسرائيل خشكسالی شديدی

روی داد. حضرت موسی برای دعای باران به همراه عده ای ديگر

بيرون رفت ولی هر چه دعا كرد اثری نبخشـيد و باران نيامد. 

حضرت در اين باره مناجات كرد،
از جانب پروردگار به او وحی شـد:
در ميان شـما يک نفر هست كه زياد سخن چينی می كند و به خاطر

او دعای شما را مستجاب نمی كنم❗️

حضرت موسی از خدا خواست او را معرفی كند تا وی را از ميان

خويش بيرون كنند.
خدای متعال فرمود: من شما را از سخن چینی نهی می كنم،

چگونه او را به شما معرفی كنم و خود مرتكّب سخن چینی شوم؟
حضرت موسی اين مطلب را با قوم خود در ميان گذارد،
كسی كه سخن چین بود متنبّه شد و توبه كرد، آن گاه خداوند

باران رحمت خود را بر آن ها فرو فرستاد.

بحارالانوار، ج72، ص268

Image result for ‫سخن چینی...‬‎

 

صرفا جهت یادآوری...

کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست

که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ، آن هم به سه دلیل ؛

اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم

که از همه تهوع آورتر بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !...

چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،

آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،

سیگار می کشیدم و
کچل شده بودم

پناه میبرم به خدا
از عـیبی که،امروز در خود می بینم،
و دیروز دیگران را به خاطر،
هـمان عیـب ملامت کرده ام.

محتاط باشیم، در سرزنش و قضاوت کردن دیگران
وقتی نه از دیروز او خبر داریم و نه از فردای خودمان....

امام صادق علیه السلام فرمودند:

هر کس مومنی را به گناهی سرزنش کند، نمیرد تا خود به آن گناه مرتکب شود.

اصول کافی:۲/۳۵۶/۳

Related image

مثل پیامبر باشید...

پيامبر خدا(ص) هر گاه از كوچه و گذرگاهى مى گذشت، پس از عبورش،

آنان كه از آن مسير مى گذشتند، از رايحه خوش بر جاى مانده مى دانستند

كه پيامبر از اين كوچه گذشته است!

هر گاه عطرى به او عرضه مى شد، از آن استفاده مى كرد و مى فرمود:
بوى آن خوش است، سنگينى هم ندارد! و استفاده از بوى خوش را هميشه

دوست داشت و از آن لذّت مى برد.


بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۲۴

تمام قلبها را فتح میکنی و تمام فصل ها با آمدنت ربیع می شود

یا رحمه للعالمین!

Image result for ‫چه نیازیست به اعجاز نگاهت کافیست‬‎

خدا می بیند...

پدری، دفتر مشق فرزندش رو كه خیلی تميز و مرتب بود نگاهی كرد و گفت:

فرزندم! چرا توی اين دفتر، حرفای زشت ننوشتی؟

چرا كثيفش نكردی؟ چرا خط خطیش نمیکنی؟
پسر با تعجب گفت:
بابااااا !
چون معلم هر روز نگاه میکنه و نمره میده.

پدر گفت:
آفرین!
دفتر زندگیت رو مثل این دفتر، پاك نگه دار، چون معلمی هست و

هر لحظه داره نگاه میکنه و بهت نمره میده!

ألَم يَعلَم بأنَّ اللهَ يَري؟
 آيا انسان نميدونه که خدا داره می بینه؟ 

سوره علق/۱۴

 وضعیت دفتر ما چطوره؟؟

 

Image result for ‫معنی الم یعلم بان الله یری‬‎

کرامت امام حسن علیه السلام.

روزی کنیزی از کنیزهای امام حسن(ع) یک شاخه گل برای امام

حسن(ع) آورد و به او هدیه داد.

امام حسن(ع)نیز در مقابل آن هدیه، او را آزاد نمود.

بعضی از حاضران گفتند: در مقابل یک شاخه گل، او را آزاد کردی؟

امام حسن(ع) فرمود:

خداوند این ادب را به ما آموخته است ؛ آن جا که

در سوره نساء آیه 86 می فرماید:

و هنگامی که کسی به شما تحیّت می گوید (احترام می کند)،

پاسخ او را بهتر گویید. 

در این مورد، تحیّت بهتر، همان آزاد کردن اوست.

بر گرفته از: محمد محمدی اشتهاردی، داستانهای شنیدنی از چهارده معصوم

Related image

دوست‌دخترو دوست‌پسردرقرآن‼️

آیا در قرآن و روایات چیزی در مورد 

دوست دختر و دوست پسر آمده است؟

{ و لا متخذی أخدان }

ترجمه: مردان نباید زنان نامحرم را به
عنوان دوست و معشوقه پنهانی بگیرند"
(سوره مائده آیه 5)

{ و لا متخذات اخدان }

ترجمه: "زنان نباید مردان نامحرم را
به عنوان دوست پنهانی خود بگیرند"
(سوره نساء آیه 25)

{ولاتقربوا الفواحش‌ماظهرمنهاومابطن}

ترجمه: "به زشتیها و گناهان نزدیک
نشوید، چه آشکار باشد و چه پنهان"
(سوره انعام آیه 151)

امام صادق(ع)در تفسیر این آیه فرمودند:

{ما ظهر هو الزنا و ما بطن هو المحالة}

منظور از گناه آشکار، زنا، و مراد از
گناه پنهان، گرفتن معشوقه نامشروع و
روابط پنهانی با اوست"

تفسیرنورالثقلین_جلد1

Related image

 

قرآن خواندن سر مبارک امام حسین علیه السلام

آيا سربريده امام حسين قرآن خوانده، و اگر اينگونه بوده آياکسي

به حقانيت آنها ايمان نياورده؟

صدای قرآن خواندن امام حسین علیه السلام را فقط یک

عده خاصی از روی نیزه شنیدند،نه همه ی افراد.

در روایتی از زید بن ارقم آمده است‌:

 سر مبارک حضرت امام حسین‌ را بر نیزه در کوفه در حال

خواندن آیات قرآن دیدم: اَم حَسِبت‌َ اَن‌َّ اَصحـَب‌َ الکَهف‌ِ والرَّقیم‌ِ

کانوا مِن ءایـَتِنا عَجَبـا ؛
آیا گمان کردی اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟ .

موی بر تنم راست شد و گفتم‌ یابن رسول الله، ماجرای

شما عجیب‌تر از جریان اصحاب کهف است‌!

در نقل دیگری آمده:
وقتی سر مبارک را در جایگاهی که برایش معین کرده بودند، نهادند،

چون آن جا شلوغ بود، سر مبارک برای متوجه ساختن مردم

ابتدا به صدای بلند گلو صاف کرد به گونه ای که همه به تعجب به

نظاره سر نشستند
و سر مبارک به تلاوت آیات سوره کهف پرداخت و تا :

انهم فتیه آمنوا بربهم فزدناهم هدی و لا نزد الظالمین الا ضلالا تلاوت کرد.

ابن وکیده گوید:
از سر مبارک شنیدم که سوره کهف را می خواند.
شک کردم که صدا از سر هست یا از جای دیگر که ناگاه سر

مبارک تلاوت را ترک کرد و متوجه من شد و فرمود:

❓ای فرزند وکیده! مگر نمی دانی که ما امامان زنده و

نزد پروردگارمان روزی خوریم.
ابن وکیده با شنیدن این کلام تصمیم می گیرد سر را دزدیده و

دفن کند که سر مبارک به او می فرماید:

ای فرزند وکیده ! تو را به این تصمیم راهی نیست و اقدام

آنان در ریختن خون من نزد خدا عظیم تر از بردن سرم بر نیزه در شهرها می باشد.پس آن ها را واگذار.

غالب این روایات معتبرند و نقل آن ها بلامانع است.

تلاوت قرآن هم توسط سر بریده شده، عجیب و محال نیست ؛

زیرا امام بنده خاص خدا بود که مظلومانه به شهادت رسید و

خدا برای نشان دادن آیت بودن او و ظالم بودن دشمنانش

این کرامت را به او عطا فرمود.

الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 116، کنگره شیخ مفید.
مقتل الحسین ، مقرم، ص 332.
مناقب، ابن ‏شهراشوب ، ج 2 ، ص 188.
Image result for ‫شعر قران خواندن سرامام حسین‬‎

خصوصیات رفتاری

اخلاص:

شهید آیت الله محلاتی درباره ایشان گفتند:

" شهید همت انسانی بود که برای خدا کار میکرد و بالاترین اعمال را داشت."

رفتارها و اعمال او شاهد اخلاصش بود.

 

قسمتی از وصیتنامه شهید:

 مادرجان!
من متنفر بودم و هستم از انسان های سازشکار و بی تفاوت و

متاسفانه جوانان که شناخته کافی از اسلام ندارند

و نمیدانند برای چه زندگی میکنند
و چه هدفی دارند و اصلا چه میگویند، بسیارند.

" ای کاش به خود می آمدند"

از طرف من به جوانان بگویید چشم شهیدان و تبلور خونشان

به شما دوخته است به پا خیزید و اسلام را و خود را دریابید.

Related image

خاک پای امام حسین علیه السلام...

‍ روزى پیامبر مهربانی ها، (صلى الله علیه و آله)

همراه یارانشان از راهى عبور مى کردند.
ناگاه پیامبر، کنار یکی از کودکانی که در آن مسیر مشغول بازی بودند،

نشستند و از سَرِ مِهر، به پیشانی وی گلبوسه ای نشاندند و فرمودند:

روزى دیدم که این کودک، هنگامه ی بازی با فرزندم حسین،

خاک های زیر پای حسین را بر. می دارد و به صورت خود می کشد...
او را دوست دارم چون از دوستان حسین من است!
جبرئیل مرا خبر داده که این کودک، از یاران حسین در کربلا خواهد بود...


علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰،

مگر می شود کربلا را دید
و بعد از آن هر روز گریه نکرد؟

آقاجان،
امام سجاد (سلام الله عليك)
شما دیدید و تاب نیاوردید ...
و حالا
امام زمان هر صبح و شام می بینند
و ناله میزنند و می سوزند ...❗️

خدایا
مهدی را
به انتقام اجداد طاهرينش برسان ‼️
سلام الله عليهم


اللّهُمَّ عَجِّل فَرجَ
مُنتَِقمِ الزَّهرٰاء سَلٰامُ اللهِ عَلَیهٰا...

آجرك الله يا بقية الله ...

Related image

هیچکس به من نگفت...

 که چرا نشسته ای در هنگام شنیدن آن نام زیبـا

که قیام را خاطره آور است...

و من.. چه بسیار تو را شنیده ام و تکانی نخورده ام...

به من نگفتند
امام صادق(علیه السلام) وقتی نام زیبایت را می شنید،

تمـــــام قد می‌ایستاد...

 آن عالِم پاک دل؛ آیت الله صافی، وقتی در مجلسی که

همه قیام کردند، عذر آورد که من پیرم و پاهایم طاقت ایستادن ندارد!

ببخشید اما بعد از لحظه ای تا مجری نام مبارک تان

را به زبان آورد، ناگاه با همه ی زحمتش روی دو پا ایستـــاد در

حالی که بسیاری مثل من نشسته بودند و غافل...

 آری! او به خود نگفت که بنشین وقتی که همه نشسته اند!

شاید خوب می دانست کسی که حاضر نیست از جایش برخیزد

چگونه میخواهد منتظرت باشد؟! که “انتــظار” به انتظار نماندن است و بس...

منتظران غائب، غائبــندومنتظران قائم، قائــــم...
لبّیکــــَ یاقـــائمـ آل محمَّــــد...

 هیچ کس به من نگفت/ص۵۶

Image result for ‫مهمان سیصدو چندی بیا‬‎

نمونه اي از اخلاق امام كاظم علیه السلام

مردي از نواده هاي عمربن خطاب، در مدينه با امام

كاظم علیه السلام دشمني مي كرد و هروقت به او مي رسيد،

با كمال گستاخي به علي علیه السلام و خاندان رسالت ناسزا مي گفت.

روزي بعضي از ياران،به آن حضرت عرض كردند:

به ما اجازه بده تا اين مرد تبهكار و بدزبان را بكشيم.

امام كاظم علیه السلام فرمود:
نه،هرگز چنين اجازه اي نمي دهم،مبادا دست به

اين كار بزنيد، آن مرد اكنون كجاست؟
گفتند: در مزرعه اي در اطراف مدينه به كشاورزي اشتغال دارد.

امام كاظم علیه السلام سوار بر الاغ خود شد و به

همان مزرعه رفت تا اينكه به آن مرد رسيد.
با روي شاد و خندان با او ملاقات نمود و احوال او را پرسيد و فرمود:

چه مبلغ خرج اين كشت و زرع كرده اي ؟
او گفت : صد دينار

امام كاظم فرمود: چقدر اميد داري كه از آن بدست آوري؟
گفت:اميدوارم 200 دينار به من رسد.
امام كاظم علیه السلام كيسه اي درآورد كه محتوي 300 دينار بود و فرمود

: اين را بگير و خدا آنچه را كه اميد داري به تو برساند

آن مرد آنچنان تحت تاثیر بزرگواري امام گرديد كه همانجا به

عذرخواهي پرداخت و گفت:

خدا آگاه تر است كه رسالتش را در وجود چه كسي قرار دهد...

امام كاظم علیه السلام در حالي كه لبخند برلب داشت

هنگام بازگشت به آن كساني كه اجازه كشتن آن مرد عمري

را مي طلبيدند فرمودند :

كداميك از اين دو راه بهتر بود، آنچه شما مي خواستيد

يا آنچه من انجام دادم؟
من او را با مقدار پولي كه كارش را سامان دهد،

سامان دادم و از شر او آسوده شدم..

اعلام الوري ،ص 296

خجسته میلاد هفتمین پیشوای خیر و خوبی،

هفتمین قافله سالار کاروان صبر و شکیبایی،

امام موسی کاظم(ع) بر آقا امام زمان عج و همه شیعیان مبارک باد

Related image

میزان علاقه خداوند به حضرت علی علیه السلام...

جابر مي گويد : من و عباس عموي پيامبر در حضور پيامبر

صلی الله علیه و آله وسلم بوديم ، ناگهان علي علیه السلام

نزد ما آمد و سلام كرد.

پيامبر به احترام او برخاست و جواب سلام او را داد و

بين دو چشم او را بوسيد و سپس با احترام خاصي آ

ن حضرت را در جانب راست خود نشاند .

عباس عرض كرد : اي رسول خدا آيا علي علیه السلام را دوست داري؟

پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود :
اي عمو! سوگند به خدا،خداوند بيشتر از من

علي(علیه السلام) را دوست دارد..

سپس فرمود :خداوند ، فرزندان هر پيامبري را در

نسل خود آن پيامبر قرار داد ولي فرزندان مرا در

نسل علي ( علیه السلام ) قرار داده است...

ذخائر العقبي طبري ،ص 67،ميزان الاعتدال ، ج 2 ، ص 116

غدیر روز شوروشعف است و سالیان سال است که

سینه‌به‌سینه روایتش می‌کنیم
وحالا سال‌ها می‌گذرد
ما چشم‌انتظار پسری از فرزندان حسین هستیم که

پرچم ولایت حیدرکرار را تاابد برافراشته نگه دارد
عجّل لولیک الفرج..

Related image

ولادت امام هادی علیه السلام...

سپاه امام هادی(علیه السلام)و سپاه متوکل عباسی!

متوكل عباسى مى كوشيد با اتكاء بر نيروى نظامى

خويش مخالفانش را بترساند.

به همين جهت ، يك بار لشکر خود را كه به نود هزار تن

مى رسيد،دستور داد كه توبره اسبها را از خاك سرخ پر

كنند و در صحراى وسيعى ، آنها را روى هم بريزند.

سربازان به فرمان متوكل عمل كردند و از خاك هاى ريخته شده ،

تپه بزرگ به وجود آمد، كه آنرا تپه توبره ها ناميدند.

متوكل بر بالاى تپه رفت و امام هادى عليه السلام

را به نزد خود فراخواند و گفت :
شما را خواستم تا لشکر مرا تماشا كنى!

 به علاوه ، او دستور داده بود همه ، لباس هاى جنگ

بپوشند و سلاح بر گيرند و با بهترين آرايش و كاملترين سپاه

از كنار تپه عبور كنند.

منظورش ترسانيدن كسانى بود كه احتمال مى داد بر او بشورند

و در اين ميان بيشتر از امام هادى عليه السلام نگران بود

كه مبادا به پيروانش ‍ فرمان نهضت عليه متوكل را بدهد...

حضرت هادى عليه السلام به متوكل فرمود:
- آيا مى خواهى من هم سپاه خود را به تو نشان دهم ؟

متوكل پاسخ داد:
 آرى !
امام دعايى كرد! ناگهان ميان زمين و آسمان از مشرق

تا مغرب از فرشتگان مسلح پر شد..

خليفه از مشاهده اين منظره غش كرد! وقتى كه بهوش آمد،
 امام هادى عليه السلام به او فرمود:
- ما در كارهاى دنيا با شما مسابقه نداريم ما به كارهاى آخرت (امور معنوى ) مشغوليم ، آنچه درباره ما فكر مى كنى درست نيست

بحارالانوار،ج 50،ص154

آقا جانم سلام!

میلاد جدّ بزرگوارتون مبارک....!
چشم انتظار عیدیمان هستیم پدر جان...
چیزی نمیخواهیم جز،فرجتان...

اللهم_عجل_لوليك_الفرج

Related image

این قدر نماز شب نخوانید!

جدی جدی، مانع نماز شب، تهجد و شب زنده داری بچه ها می شد.

تا جایی که می توانست، سعی می کرد نگذارد کسی نماز شب بخواند.
گاهی آفتابه آب هایی که آن ها از سرشب پر می کردند و

پشت سنگر مخفی می کردند، خالی می کرد.

 اگر قبل از اذان صبح بیدار می شد، پتو را از روی سر بچه ها که

در حال نماز بودند، می کشید....
 خلاصه هر کاری از دستش می آمد کوتاهی نمی کرد.

با این وصف، یک وقت بلند می شد، می دید ای دل غافل!

حسینیه پر است از نماز شب خوان ها!!

 آن وقت بود که خیلی جدی می ایستاد و داد و بیداد می کرد که:
❗️ ای بدبخت ها! چه قدر بگویم نماز شب نخوانید.

اسلام والله به شما احتیاج دارد. فردا اگر شهید بشوید،

کی می خواهد اسلحه هایتان را از روی زمین بردارد؟
چرا بی خودی با خواندن نماز و التماس شهادت،خودتان را به کشتن می دهید؟!!

 بچه ها هم بی اختیار لبخندی بر لبانشان می نشست و صفای محفل می شد....

کتاب فرهنگ جبهه
(شوخی طبعی ها)جلد 2، صفحه:160

قلم قاصر است مقابل وصف مردانگی هایت ای شهید

به راستی که ساخته شده ی شهادت بودی

خوش به حالت که چو شمع در عشق یار سوختی...

Related image

دنبال علت فرمانهای خدا نگردیم!

روزى جوانى که با خواندن چند کلمه درس مغرور شده بود، به من گفت: 

چرا نماز صبح دو رکعت است؟

گفتم: نمیدانم، حتماً دلیلى دارد ولى لازم نیست دلیل تمام

دستورات خدا براى ما روشن باشد!

 اساساً گاهى دستور فقط جنبه عبادت و اطاعت دارد

و براى این است که ما تسلیم حقّ باشیم.

مثلًا قرآن میفرماید: مأموران جهنّم نوزده نفرند، سپس میفرماید:

انتخاب این عدد تنها براى آن است که ببینیم چه کسى اعتراض مى‏کند

که چرا لااقل بیست نفر نیستند!
سوره مدّثر، آیه 30

یا در جاى دیگر قرآن میخوانیم: قبله مسلمانان عوض شد تا ببینیم

چه افرادى در جابه جا شدن قبله دنباله رو پیامبرند و چه کسانى

بهانه‏ جویى میکنند و نق میزنند.

سپس به آن جوان گفتم: همان گونه که در عالم مادّه

یک سرى فورمول‏هایى است که اگر در آنها دقّت نشود،

نتیجه مطلوب گرفته نمیشود،
 در عالم معنویّات نیز ممکن است براى رشد وسعادت

ابدى ما فرمول‏هایى وجود داشته باشد که اگر آنها را

مراعات نکنیم به نتیجه نمیرسیم.

اگر به شما گفتند: در فاصله صد قدمى گنج است،

شما اگر صد وده قدم بروید، هر چه هم زمین را بشکافید

چیزى پیدا نمی‏کنید، باید مراعات همان مقدار بشود که به

ما دستور داده شده است.

ما نیز جز از راه تسلیم در برابر وحى، نمیتوانیم به همه کمالات برسیم.

Related image

از ماست که بر ماست..

شخصی شیر می فروخت و آب در آن می ریخت‼️

پس از چندین سال، سیلابی بیامد و گوسفندان و اموالش را برد.

به فرزند خود گفت: نمی دانم این سیل از چه آمد؟

فرزند پاسخ داد: ای پدر، این آبی است که به شیر داخل می کردی،

اندک اندک جمع شد و هرچه داشتیم برد.....


وما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم؛ (شوری/۳۰)
و آن چه از رنج و مصائب به شما می رسد، همه

از اعمال زشت و ناپسند خود شما است.

‍ کـاش پـیـدا بشـوی
سـخـت تـو را محـتـاجـم ...


احتیاج که فقط نان و آب و غذا نیست.
گاهی روح آدم محتاج می‌شود.
محتاج دستانی که دعاگوست و مهربان.
دستانی که پناه است برای مردمان آسمان.
آدم محتاج می‌شود، باور کنید!

روزی نه حال و احوال دنیا،
نه غم و غصه فردا دلیل احتیاجت نیست.

یک روز نديدن روىِ آن مرد محتاجت می‌کند.
و کاش امروز همان روز باشد كه ديگر همه نيازها به آمين

ِدعايش برايت حاضر شده است.

اللهم عجل لولیک الفرج...

Image result for ‫از ماست که بر ماست..‬‎

از اعتراف به گناهان،نزد دیگران بپرهیزید!

 فردی نزد امام علی علیه السلام آمد وچندین بار گفت:

یا امیرالمؤمنین‌، من عمل خلافی مرتکب شده ام،

حد الهی را بر من جاری کن.

 امام چهار بار روی از او برگرداند ودر آخر خشمگین شدند و

فرمودند: چقدر زشت است که انسان گناهش را نزد دیگران بگوید!

چرا گناهت را به من می گویی؟ مگر بین خود و خدایت توبه نکرده ای؟

سپس حضرت فرمود: به خدا قسم اگر او بین خود و

خدا توبه می کرد بالاتر از این بود که پیش من اعتراف کند و

من حّد را بر او جاری کنم.

 این فکر اشتباه است که با اعتراف به گناهان سبک می شویم.
بلکه دستور بر این است که ما باید با توبه کردن نزد خدا سبک بشویم...

فردی که مرتکب گناه می شود حتی حق این را ندارد

که آنرا برای امام زمانش بازگو کند.

❗️حتی گناه دیگران را نباید پخش و در عذاب آن شریک شد!

ممکن است که فردی خطا کند آیا باید آن را همه جا پخش کرد؟

مثلا پیامک یا بولوتوثی به شما می رسد که فلانی کار

خطایی انجام داده است،آیا شما باید آنرا برای همه بفرستید؟
بعضی ها اصلا دنبال این پیام ها می گردند...

اصول کافی ،شیخ کُلینی

Image result for ‫از اعتراف به گناهان،نزد دیگران بپرهیزید!‬‎

راه و روش معامله و تجارت با خدا!

گویند فقیری که همه از فقر او مطلع بودند،

به نزد هندوانه فروشی رفت وگفت:

 هندوانه‌ای برای رضای خدا به من بده ،میدانی که فقیرم وچیزی ندارم.

هندوانه فروش درمیان هندوانه ها گشتی زد و

هندوانهٔ خراب و بدرد نخوری را به فقیر داد.

فقیر نگاهی به هندوانه کرد و دید که به درد خوردن نمیخورد،

پس مقدار پولی که به همراه داشت را ناچاراً به هندوانه فروش داد و گفت:
به اندازه پولم به من هندوانه ای بده.

هندوانه فروش هندوانه خیلی خوبی را وزن کرد و به مرد فقیر داد،

فقیر هر دو هندوانه را رو به آسمان کرد و گفت:خداوندا بندگانت را ببین...

این هندوانه خراب را بخاطر تو داده است و این هندوانه خوب را بخاطر پول...

خداوند در آیه 10تا 12سوره صف می فرماید:
ای کسانی که ایمان آورده اید آیا شما را به تجارتی

رهنمون شوم تاشما را از عذاب دردناک رهایی بخشد؟

ایمان به من می آورید و در راه او به اموالتان مجاهدت می کنید…

تا خداوند از گناهان شما درگذرد و شما را به بهشت هایی

درآورد که از زیر درختان آن رودها روان است.

اگر انسان با خداوند معامله و تجارت می کند باید رعایت خریدار را بکند

و چیز بد به او نفروشد.

 از این روست که خداوند به مومنان سفارش می کند که از بهترین

چیزهایی که خداوند روزیشان کرده است انفاق کنند و چیز بد به خداوند نفروشند.
(بقره آیه 215)
Related image

آثار بخل و حرص..!

پیامبر اکرم (ص) به چوپانی که از دادن شیر به مسلمانان بخل کرد فرمودند: 

خداوند سبحان مال زیاد به تو بدهند.

ولی در مورد چوپان دیگری که شیر خودش را هدیه کرد چنین دعا نمود :
 خدایا به قدر کفایت به او روزی عنایت بفرما.

مردی از روی تعجب پرسید چرا در مورد چوپانی که بخل کرد دعای بهتری کردید⁉️

رسول اکرم (ص) فرمودند :
 آنچه کم باشد و کفایت کند بهتر است از زیادی که دل را سرگرم و غافل نماید.

 کافی / ج 2 / ص 14

 نتیجه اینکه:
یکی از عوامل زمینه ساز گناه ، حرص و آز به مقام و ثروت دنیاست .

Image result for ‫آثار بخل و حرص..!‬‎

نشانه های علاقه و لطف خداوند به بنده های مومن

ممکنه برای بعضی ها سوال بشه که :

چرا بعضی از کسانی که اهل گناه هستن و

نه به واجبات پایبندن و نه از محرمات دوری میکنند،

خداوند همه چیز بهشون میده و غرق نعمت هستند،

در حالیکه کسانی که اهل نمازند و حلال و حروم سرشون میشه،

به واجبات و محرمات پایبندن ،چرا گرفتاریهاشون بیشتره و

خدا کمک نمیکنه که زندگیشون بهتر بشه؟

خداوند می فرماید:
"آنها که کافر شده اند تصور نکنند اگر به آنان مهلتی می دهیم

به سود آنهاست، ما به آنان مهلت می دهیم که بر گناهان

خود بیفزایند وعذاب خوار کننده ای برای آنها باشد"( ال عمران 178)

امام صادق علیه السلام فرمود:
"خداوند زمانی که (بر اثر اعمال بنده ای)برایش

اراده خیری داشته باشد وقتی گناهی بکند اورا گرفتار

مصیبتی میکند تا استغفار را یاد او آورد

(واگر استغفار نکرد،به واسطه همان بلا گناهش

را پاک کند تا گناهانش زیاد نشود)

ولی اگر (زمانی که بر اثر اعمال بنده ای) برایش اراده

بدی داشته باشد به او نعمت میدهد تا استغفار را

فراموش کرده وبه مسیرش ادامه دهد

امام صادق علیه السلام فرمود:
"شدیدترین بلاها برای انبیا است سپس کسانی که به انبیا

نزدیکترند واز پی آنان می آیند سپس سایر مومنان به تناسب ایمانشان"

امام صادق علیه السلام فرمود:
"بلاهای بزرگ پاداش های بزرگ را در پی دارد وخداوند

هیچ گروهی را دوست نمی‌دارد مگر آنکه آنان را گرفتار میکند"


الکافی،ج2 ص 252
الکافی،ج2 ص452

Image result for ‫نشانه های علاقه و لطف خداوند به بنده های مومن‬‎

خود برتر بینی...

تنها زمانی که اجازه داریم خود را برتر از دیگران بدانیم چه وقتی است؟

امام صادق عليه السلام فرمود:


هر كس خودش را بهتر از ديگران بداند، او از متكبران است.

حفص بن غياث مى گويد: عرض كردم:


خوب اگر گنهكارى را ببيند و به سبب بى گناهى و

پاكدامنى خود، خويشتن را از او بهتر بداند چه؟

امام فرمودند: هرگز، هرگز! چه بسا كه او آمرزيده شود

اما تو را براى حسابرسى نگه دارند... 

مگر داستان جادوگران و موسى عليه السلام را نخوانده اى؟

(ساحران،زمان معجزه ی حضرت موسی علیه السلام

بعد از عمری جهل و گناه،در لحظات آخر عمر خود ایمان آوردند و عاقبت بخیر شدند...)

الكافى(الاسلامیه)، ج8، ص128

Image result for ‫خود برتر بینی...‬‎

عذاب شدید بردن آبروی دیگران!

مردی خدمت امام موسی کاظم (علیه السلام) آمد و عرضه داشت:

فدایت شوم، از یکی از برادران دینی کاری نقل کردند

که ناپسند بود، از خودش پرسیدم انکار کرد در حالی که

جمعی از افراد موثق و قابل اعتماد این مطلب را از او نقل کردند!

حضرت فرمود: گوش و چشم خود را در مقابل برادر مسلمانت تکذیب کن ..

▪️حتی اگر پنجاه نفر قسم خوردند که او کاری کرده و

او بگوید نکرده ام از او قبول کن و از آنها نپذیر!

⚡️هرگز چیزی که مایه عیب و ننگ اوست و شخصیتش را از بین می برد

در جامعه منتشر نکن که از آنها خواهی بود که خدا در موردشان فرموده:
"کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مؤمنان

پخش شود عذاب دردناکی در دنیا و آخرت دارند"

که الان متاسفانه به وفور در شبکه های اجتماعی

میبینیم که کلیپ یا عکسهایی رد و بدل و دست به دست میشه

که با آبروی مردم براحتی بازی میکنند، غافل از عقوبت شدید این گناه....

حسن ختام این مطلب، حدیثی تکان دهنده از

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که فرمودند:

 هر کس گناه و کار زشتی را نشر دهد و پخش کند

همانند کسی است که آن کار را انجام داده استِ


کافی ج 8 ص 147. آیه مذكور در سوره نور آیه 19 قرار دارد.
بحارالأنوار، ج 72، ص 365، ح 77.

Image result for ‫آبروی انسان‬‎

کلامی زیبا و تلنگرآمیز...

مرحوم حاج اسماعیل دولابی:

 نه انتظار ما طوریست که آنها پهلوی ما بیایند،

نه حرکت ما طوریست که ما به آنطرف برویم و او را ببینیم.

اگر براستی منتظری، چرا لاغر نشده ای(از تلاش فراوان برای ظهور)؟

به محض اینکه حقیقتاً منتظر شوی، او میرسد. 

آیا خوبَست آدم اینقدر بی رگ (غیرت) باشد؟

دوستت ۱ ساعت دیر از سفر بیاید، اینهمه بی تابی میکنی.

اگر منتظری آثارش کو؟

ما سه دسته انتظار داریم:

1-کسیکه از دوری زیاد، یاد امام میکند و انتظار دیدارش را میکِشد تا آثاری ببیند.


2-کسیکه آثار و جلوه ای از امام دیده، که فرموده اند:

فرج امام زمان، فرجِ خود شماست.

یعنی انتظار و دعا، برای خود شما گُشایش(در کارهایتان) می آورد.


3-اگر انتظار و محبت به کمال برسد، دیدن یا ندیدنِ حضرت،

در یقینش اثر ندارد و در همه وقت با قلب خود مشاهده میکند.

مثل پیامبراکرم و اُویس قرنی که به ظاهر اصلا یکدیگر را ندیدند، اما هرگز از هم جدا نبودند.

امام سجاد نیز در اینباره فرموده اند:

منتظرین واقعی در زمان غیبت، برتر از مردم تمام زمان ها هستند؛

زیرا آنقدر از جانب خدا عقل و معرفت پیدا کرده اند

که غیبت و شُهود برای آنها فرق نمیکند.

مصباحُ الهُدی؛ ص ۳۱۹

دردیست

در

دلم 

که 

دوایش

نگاه توست...صلوات

اللهم عجل لولیک الفرج

 

تفاوت اخلاق و مکارم الاخلاق.

حضرت محمد(ص)فرمود: من آمدم که مکارم الاخلاق را برای شما تمام کنم

حالا تفاوت اخلاق و مکارم الاخلاق چیه؟

احلاق رو تمام کردن یعنی بر مبنای عقلانیت و عدالت پیش رفتن

یعنی اگر به تو نیکی کرد تو هم به او نیکی کن..

امام مکارم الاخلاق یعنی مرزهای عقل و عدل رو بشکن

خوبی نکرده خوبی کن بدی هم کرد خوبی کن..

یه پیرمرد یهودی بود که هر روز از پشت بام خاکستر 

شکمبه گوسفند روی سر پیامبر می ریخت..

یک روز پیامبر دید این مسیر رو راحت عبور میکنه فرمود:

چند روزی هست فلانی روی سر ما خاکستر نمی ریزه گفتند:

مریض شده. پیامبر فرمود: خب باید بریم به عیادتش

فهمیدی چی شد جوا ب بدی رو با خوبی داد.

حقیقتا در وصف چنین انسانی باید گفت (انک لعلی خلق عظیم)

براستی که تو دارای خلق بزرگی(قلم4)

 (در تفسير نمونه، ج 24، ص 371، اشاره كوتاهي به اين داستان شده است )

مولای من در روزی که خداوند به جهان زندگی تازه می بخشد

به شما سلام می کنیم وعیدتان را تبریک می گوییم

Image result for ‫پروفایل حضرت محمد‬‎

زندگی زیباست اگر...

نمک زندگي..

مرد و زن نشسته اند دور سفره،مرد قاشقش را زودتر فرو مي برد توي کاسه سوپ وزودتر مي چشد طعم غذا را و زودتر مي فهمد دست پخت همسرش بي نمک است.اما زن چشم دوخته به او تا مهر تاييد آشپزي اش را از چشمهاي مردش بخواند و مرد که اين قاعده را خوب بلد است،لبخندي مي زند و مي گويد :"چقدر تشنه ام"

زن بي معطلي بلند مي شود و براي رساندن ليواني آب به آشپزخانه مي رود.سوراخ هاي نمکدان سر سفره بسته است وبه زحمت باز مي شود وتا رسيدن آب فقط به اندازه پاشيدن نمک توي کاسه زن فرصت هست براي مرد.

 

زن با ليواني آب و لبخندي روي صورت بر مي گردد و مي نشيند.مرد تشکر مي کند،صدايش را صاف مي کند و مي گويد:

"مي دونستي کتاباي آشپزي روبايد از روي دستاي تو بنويسن؟"
وسوپ بي نمکش را مي خورد بارضايت.
وزن سوپ با نمکش را مي خورد با لبخند.

 

آن مرد کسي نيست بجز خميني کبير!

جهت شادي روح اسماني اش صلوات..........http://s5.picofile.com/file/8132087942/heart_salt_21.jpg

داستانی برای خودم...

دخترکوچولو داشت با کفش‌هاي سوتک‌دارش از صحن جوادالائمه مي‌گذشت.
دست چپش در دست مادر بود و

در دست راست، مُهر نسبتاً بزرگي را گرفته بود

تا شايد در حرم به سبک کودکانه‌ي خودش نماز بخواند.

با شکلات به طرفش رفتم.

تا شکلات را گرفت، مهر را به مادر داد و

شروع کرد به وررفتن با آن هديه‌ي شيرين.

به بعضي از ما نبايد شکلات بدهي آقا!

بدهي، حواسمان پرت مي‌شود؛

مُهر را که هيچ،

خود نماز را هم کنار مي‌گذاريم و ديگر خدا را بنده نيستيم ها!حرم امن الهی..

مرا از مرز شلمچه به کربلا ببرید

وقتي اسمت براي کربلا در مياد زيرلب ميگي کاش اول به ديدار شهدا مي رفتي و عهد و ميثاق با شهدا را براي آنها نه ، بلکه براي خودت يادآوري ميکردي و چه زيباست اين تجديد عهد در مسجد شلمچه!

ما ميثاق و وفاداريم
در دل عشق رضا(ع) داريم
در زير علم مولا(ع)
بيمان با شهدا داريم
نزديک ساعت 3 نيمه شب بود که به مسجد شلمچه رسيديم. در گوشه و کنار يکي غرق خواب، يکي مشغول عشق بازي با شهدا، يکي گرم عبادت، يکي در تمناي الهي العفو نمازشب و در آخر من ... اينجا کربلاي توست و اينان برادران حسيني تو و خواهر بدون اذن برادر بزرگتر به کجا سفر ميکند؟!

و شهدايي که در دل عشق کربلا داشتند را با خود همراه مي کني: هيچ کجا براي من کرب و بلا نمي شود!!
و شهدايي که بشت بيراهن خود نوشته بودند مسافر کربلا ...
مسافر کربلا
و راهشان جز ادامه راه وفاداري ابوالفضل(ع) به امام حسين(ع) نبود.
و آنجا قول ميدهي به ياد شهدا باشي. با اين قول به راه افتاديم. سير سفر اينگونه بود: نجف ، سامرا ، کاظمين ، کربلا
عصر 20 شهريور به نجف رسيديم. براي نماز به سمت حرم حرکت کرديم. از اول حرکتمان به سمت حرم، يه حالت خاصي در من بود، يک حالتي که همراه با عشق مولا اميرالمومنين(ع) بود. هم دلهره بود و هم اضطراب که من کجا و مولا کجا؟! يک قطره کجا و دريا کجا؟! اين حالت هميشه همراهم بود.
اولين زيارت! اسم بدرم علي و روز تولدش هم در حرم مولا اميرالمومنين(ع) بوديم و عجب طلبيدني بود براي بدرم!
3روزنجف بوديم. ايوان تمام طلا يه جذابيت خاص داشت اما هيچ شگفتي در نجف نشد! واي که چقدر زيبا بود اين بازي در نجف با دلها ... چه عالمي بود!
وداع با حرم اميرالمومنين(ع) يه طرف و جدايي از در نجف يه طرف ... حاضري تمام لحظات دنيا را فداي يه بين الطلوعين کني تا حرم باشي و در نحف رو ببيني...!
و سختي وداع با اميرالمومنين(ع) را يه جمله راحت تر مي کند: اللهم لاتجعله آخر العهد من زيارتي اياه ...

1. خاطره سفر کربلاي من شده ! شده دردسري براي من و بي تابي براي قلبم

مسافر کربلا

موضوع انشا

به نام خدا


من مي‌خواهم در آينده شهيد بشوم. براي اين که



معلم که خنده‌اش گرفته بود، پريد وسط حرف مهدي

 

و گفت: ببين مهدي جان!



موضوع انشاء اين بود که در آينده مي‌خواهيد چه کاره بشين.



بايد در مورد يه شغل يا يه کار توضيح مي دادي.



مثلاً، پدر خودت چه کارست؟



آقا اجازه! شهيد شده

 

 302885_166094736803068_100002076280528_3

بارتان راسبک کنید...

http://uploadkon.ir/fl/dd/57336

بارتان را سبك كنيد !

آيت الله مرعشي نجفي - رحمه الله عليه مي‏فرمودند: «من خيلي بارم سَبُك است و هيچ نگراني ندارم

تنها يك چيز مرا زجر مي‏دهد و آن اين است كه مي‏ترسم در ايام زندگي ام نوشته من يا صحبتهاي من در هر موردي باعث شده باشد كه حقي ناحق شود؛

يا در همسايگي ما گرسنه‏ اي بوده باشد و ما غذاي سير خورده باشيم كه و الله و بالله و تالله اگر چنين چيزي بوده من آگاهي نداشته ‏ام...

و نصيحت مي‏فرمودند كه شما هم بارتان را سبك كنيد و از تجمل پرستي و (داشتن) خانه (های) بزرگ و... بپرهيزيد، كه همه چيز ظرف چند دقيقه نابود مي‏شود.»

مگر صدای گریه ی اقایشان را نمیشنوی؟

  از ماموریت که برگشت خوشحال بود پرسید:راستی فرمانده گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟

ابلیس جواب داد:امام اینها که بیاید روزگار ما سیاه خواهد شد 

اینها که گناه میکنند امامشان دیرتر می آید
 

با کنجکاوی پرسید:این هفته پرونده ها چطور بود؟
 

ابلیس یک نگاه عاقل اندر سفیهی به او انداخت و گفت:
 

     مگر صدای گریه آقایشان را نمی شنوی؟

پ.ن:حالا بهتر نیست بجای دعا واسه ظهور آقا،سعی کنیم گناهامونو کم کنیم؟!!

با دیگران بد رفتاری نکن...

 

 

 

 

 

روزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد.

 

خلیفه گفت: مرا پندی بده!

 

بهلول پرسید: اگر در بیابانی بی‌آب، تشنگی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی، در مقابل جرعه‌ای آب که عطش تو را فرو نشاند چه می‌دهی؟

 

گفت:…

 

صد دینار طلا.

 

پرسید: اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟

 

گفت: نصف پادشاهی‌ام را.

 

بهلول گفت: حال اگر به حبس‌البول مبتلا گردی و رفع آن نتوانی، چه می‌دهی که آن را علاج کنند؟

 

گفت: نیم دیگر سلطنتم را.

 

بهلول گفت: پس ای خلیفه، این سلطنت که به آبی و بولی وابسته است، تو را مغرور نسازد که با خلق خدای به بدی رفتار کنی.