مردم هرچه میخواهند بگویند،بگویند!
در يكى از روزها، يونس بن عبدالرّحمن كه از افراد مورد اعتماد امام رضا
علیه السلام بود،نزد ايشان حضور داشت .
ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند.
امام عليه السلام ، به يونس فرمود:
داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هيچ گونه عكس العملى از خود نشان
ندهى ؛ مگر آن كه به تو اجازه داده شود.
آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر عليه يونس ،
به سخن چينى و ناسزاگوئى آغاز كردند، تا آن كه بلند شدند و
ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند.
بعد از آن ، حضرت اجازه فرمود تا يونس از اتاق بيرون آيد.
يونس با حالتى غمگين و چشمى گريان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد
و اظهار داشت :
ياابن رسول اللّه ! من فدايت گردم ، با چنين افرادى من معاشرت دارم ،
در حالى كه نمى دانستم درباره من چنين خواهند گفت ؛
و چنين نسبت هائى را به من مى دهند..
امام رضا عليه السلام با ملاطفت فرمود:
اى يونس ! غمگين مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگويند،
اين گونه مسائل و صحبت ها اهميّتى ندارد
آن هم زمانى كه امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد.
پس هيچ جاى نگرانى و ناراحتى وجود ندارد...
اى يونس! هنگامى كه تو دُرّ گرانبهائى را در دست خويش دارى و
مردم بگويند كه سنگ يا كلوخى در دست تو است،
آیا چنين گفتارى تأثیری در اعتقادات و افكار تو خواهد داشت؟
آيا از چنين افكار و گفتار مردم ، سود و يا زيانى بر تو وارد مى شود؟!
بنابر اين چنانچه راه صحيح را شناخته باشی و نيز امامت از تو راضى باشد،
نبايد افكار و گفتار مردم در روحيّه،اعتقادات و افكار تو كمترين
تاثيرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگويند...
کتاب رجال،مرحوم شیخ طوسی

+ نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت 19:13 توسط ALI OMIDI
|